دسته دسته گل شکفت در زمین باغ ها بهار شد زبوی باد
آسمان برای چشم روشنی آفتاب را به دشت هدیه داد
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 22:50  توسط اشکان
|
ای سایه سنبلت سمند پرورده یاقوت لبت در عدن پرورده
همچو لب خود مدام جان می پرورد زان روحی راهی است که به تن پرورده
حافظ
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 17:36  توسط اشکان
|
تو بدری و خورشید ترا بنده شده است تابنده تو شده است تا بنده شده است
زان روی که از شعاع نور رخ تو خورشید منیر ماه تابنده شده است
حافظ
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 16:44  توسط اشکان
|
به نام خدا
کی به خورشيد ميگويد نخواب
آفتابت را بتاب
کی زده فواره رنگين کمان
تو حوض آسمان
کی به دل ها مهربانی داده است
شادمانی داده است
اوخدای مهربان دوست دا ر بچه هاست
ناصرکشاورز
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 16:26  توسط اشکان
|
امشب زغمت میان خون خواهم خفت وزبستر عافیت برون خواهم خفت
باور نکنی خیال خود را بفرست تا در نگرد که بی تو چون خواهم خفت
حافظ
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 15:55  توسط اشکان
|
چشمت که فسون رنگ می بارد از او افسوس که تیر جنگ میبارد ازاو
بس زود ملول گشتی از همنفسان آه از دل تو که سنگ می بارد از او
(حافظ)
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 13:38  توسط اشکان
|
+ نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 16:45  توسط اشکان
|
عشق رخ یار بر من زار مگیر برخسته دلان رند خمار مگیر
صوفی چو رسم رهروان میدانی بر مردم رند نکته بسیار مگیر
حافظ
+ نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 16:24  توسط اشکان
|
ای کاش که بخت سازگاری کردی با جور زمانه یار یاری کردی
از دست جوانیم بربود عنان پیری چو رکاب پایداری کردی
حافظ
+ نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 11:30  توسط اشکان
|
این گل زبر همنفسی می آید شادی به دلم از او بسی می آید
پیوسته از آن روی کنم همدمیش کز رنگ ویم بوی می آید

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 19:26  توسط اشکان
|